محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
613
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اين باب گويد : « دربارهء خداوند خورنق بينديش » « كه روزى بالا نشسته بود » « و هدايت را بصيرتهاست » « و از حال خويش و ملك بسيار » « و درياى نمايان و قصر سدير » « خوشدل بود » « و دلش بلرزيد و گفت : » « زندگانى كه سوى مرگ رود خوش نباشد . » « كه پس از فيروزى و ملك و گروه ، » « در گور فرو شوند » « و چون برگهاى خشك باشند » « كه بازيچه صبا و دبور شود » پادشاهى نعمان تا وقتى گوشه گرفت و در جهان بگشت بيست و نه سال بود . ابن كلبى گويد : پانزده سال در ايام يزدگرد بود ، و چهار سال در ايام بهرام گور پسر يزدگرد بود . ولى مطلعان اخبار پارسيان چنان گويند كه ما گفتيم . پس از يزدگرد پسرش بهرام گور پادشاه شد وى پسر يزدگرد خشن ، پسر بهرام كرمانشاه ، پسر شاپور ذو الأكتاف بود . گويند : تولد وى به هرمزد روز فروردين ماه ، هفت ساعت از روز بر آمده بود و پدرش يزدگرد به هنگام تولد وى منجمان دربار را خواست و بگفت تا